وزوان ، نامی در شناسنامه ام/ شماره اول/ عید سعید فطر/۱۳۹۵/۴/۱۶

وزوان ، نامی در شناسنامه ام/ شماره اول/ عید سعید فطر/١۶/۴/١٣٩۵

در این شماره نگاھی مختصر خواھم داشت به سابقه وبلاگ نویسی در

شھرمان ! بی تردید این نوشتار و تاریخ نگاری ! عاری از ایراد نخواھد

بود.

پیام سردبیر :

روزهای روزه داری به پایان

رسید و اینک عید است ! عید

بندگی و خرسندی! بندگی و

اطاعت خالق و خرسندی

مخلوق !

همزمان با این عید فرخنده

وزوان ، نامی در شناسنامه ام !

فعالیت خود را آغاز می کند !

باشد که این آغاز ، آغازی

باشد برای آغاز دیگران.

وزوان نامی در شناسنامه ام

سال اول – شماره اول

شانزدھم تیرماه نود و پنج

نویسنده : ناشناس !

وزوان ، نامی در شناسنامه ام/ شماره اول/ عید سعید فطر/١۶/۴/١٣٩۵

تصویر به انتخاب سردبیر

رضا کیانیان :

در اتومبیلى بودم که ھر روز صبح مرا به

سرِ صحنه فیلمبردارى مىبرد. مرد مؤدبى

بود. گفته بود که چند سالى در ژاپن بوده.

پول و پلهاى جمع کرده و به ایران برگشته،

با اتومبیلش در خدمت فیلم بود.

از خانه تا محل فیلمبردارى تعریف مىکرد

و یا مىپرسید. از ھمه چیز و ھمه جا و

ھمه کس. به مردم خودمان ھم خیلى

انتقاد داشت. که ھمدیگر را رعایت

نمىکنند. نزدیکىھاى محلى فیلمبردارى

به یک ترافیک برخوردیم. کمى صبر کرد.

کمى به این طرف و آن طرف نگاه کرد. و

کشید به سمت چپ، یعنى سمتى که

اتومبیلھایش از روبرو مىآمدند. که

ترافیک را رد کند. کار او باعث شد که در

مسیر مقابل ھم یک گره ترافیکى ایجاد

شود. سعى کرد گره را رد کند ولى دیگر

دیر شده بود. ھر دو طرف خیابان بند آمد.

من فقط او را نگاه مىکردم. گفت :

مىبینین، یک ذره فداکارى وجود ندارد.

از ھمه دلخور بود !

گفتم : طرف ما ترافیک بود. اون طرفىھا

که داشتند راھشونو مىرفتند. شما خلاف

رفتى و راھشونو بستى.

گفت : من کار دارم مثل اونا که بیکار

نیستم!

http://www.sobhevazvan.ir/wp-content/uploads/2016/07/1-1-200×300.jpg

وزوان ، نامی در شناسنامه ام/ شماره اول/ عید سعید فطر/١۶/۴/١٣٩۵

نگاھی گذرا به وبلاگ نویسی وزوان

بابگرده ، ننگرده ،وزوان سیتی،مدادرنگی،تنباکوبا طعم

غزل،وی ھندته ،وزوان سنتر و…نام وبلاگھایی است که

ھنوز بقایای آنھا برجاست.

وبلاگ نویسان وزوانی در طول تاریخ وبلاگ نویسی خود

ھمواره سعی کردند با امکانات محدود،کارھای بزرگ انجام

دھند.

سایت وزوان سیتی که متأسفانه به فعالیت خود خاتمه داد

اولین سایت بخش میمه بود.

وبلاگ نویسان وزوانی که غالبا از نام مستعار استفاده

میکردند در نوشته ھایشان وزوان و احتیاجات فراموش

شده آن را مورد توجه قرار می دادند و گاھی نیز پا در

کفش سیاست می کردند!

خدا بیامرزد بابگرده را ! ھرگز نفھمیدم که بود!

ننگرده اما پسر خوبی بود! حالا برای خودش مردی شده !

تنباکو با طعم غزل از دیدگاه من جزء بھترین وبلاگھایی بود

که متاسفانه با فیلتر شدن بلاگر ، از دسترس خوانندگانش

خارج شد .

ان شاء االله اگر عمری باقی باشد در شماره ھای آتی

برخی مطالب این نویسنده با ذوق را استفاده خواھم کرد.

امروز اما وبلاگ نویسان وزوان رقبتی به این کار ندارند و

شاید صبح وزوان با وجود برخی نقایصی که دارد ؛ تنھا

پناھگاه علاقمندان وبلاگ نویسی باشد!

چیزی شبیه زھر مار !

ازدواج در کنار فواید فراوانش ازقبیل استقلال اقتصادی و ارتقاء جایگاه اجتماعی ، دوکارکرد اصلی دارد.

یکی برآورده شدن نیازھای عاطفی و روانی و دیگر ارضاء نیازھای جنسی.

طلاقھا از آنجا شکل می گیرد که نیازھای جنسی مبنای ازدواج قرار می گیرد و به نیازھای عاطفی و روانی یا توجه نمی

شود یا کمتر توجه می شود.

فردی را برای ازدواج انتخاب کنید که از صمیم قلب دوستش دارید و برایش احترام قائل ھستید! اگر چنین شد روابط

جنسی ھم چاشنی زندگی خواھد بود و زندگی شیرین و شکرین است. در صورتی که دوست داشتن و احترام نباشد روابط

جنسی ھم چیزی می شود شبیه زھر مار .

 

 

 

۶ امتیاز بدید!

بازدیدها: ۱۵۲

مطالب مرتبط

۸ دیدگاه‌

  1. علی گفت:

    التماس دعای فراوان
    —————————————

    ****************
    پی دی اف کامل:
    https://drive.google.com/file/d/0B8MzW1gMIGKddU5mZ2x6YVNLd0E/view?usp=sharing

    تصاویر :
    https://goo.gl/QkgZg6
    https://goo.gl/6XKqm5
    https://goo.gl/PPZFhi

    شما و خوانندگان با زوم نمودن بر روی تصاویر می توانید آنها را با کیفیت خوب مشاهده فرمایید.

  2. ضمن تشکر فراوان از صبح وزوان برای همکاری و انتشار مطالب
    به دلیل مشقات وبلاگ نویسی تمایلی به ایجاد وبلاگ نداشتم. ابتدا در گوگل سایت ، اکانتی ساختم که بعد منصرف شدم.
    اما به پاس احترام به خوانندگان،وبلاگ زیر را راه اندازی نمودم تا مشاهده صفحات راحت تر باشد.
    امیدوارم همراهی صبح وزوان همچنان ادامه دار باشد
    http://vazvanpaper.blogfa.com
    در شماره اول یک غلط املایی هم وجود ندارد!
    اگر به چشمتان خورد به بزرگواری خودتان ببخشید.
    صبح وزوان عزیز باز هم از شما سپاسگزارم

  3. همشهری گفت:

    ضمن خوشآمد به وبلاگ نویس جدید.آقای بخشنده نماز و روزه های شما قبول. یک انتقاددارم این چه وضع انتشار مطلبه؟ نه سرش معلومه نه تهش. شما چند ساله وبلاگ نویسی می کنید هنوز طراحی صفحه هاتون ابتدایییه. ببخشید از انتقادم ولی همه استان این سایت را می بینند ذره ای سلیقه به خرج بدید.
    ناراحت نشده باشید خدا کنه

    • علی گفت:

      با سلام
      بنده تمام کاستی ها را قبول دارم حتی بیشتر از آنچه شما می پندارید ولی چه کنم دست تنهایم البته آقای فتاح در حد توان خود خدمات موثری به این سایت می دهند ولی ایشان هم دانشجو هستند وهم خانواده را اداره می کنند.بنده بارها درخواست کمک از همشهریان عزیز داشته ام ولی کسی پا پیش نگذاشته و این کار هم کاری نیست که بشود به هر کسی واگذار کرد باید مورد تایید باشد با اینحال اگر کمکی می توانید انجام دهید بنده در خدمتم.

  4. حسین گفت:

    همشهری عزیز این مطالبی که می فرمایید درست ولی شما چه فعالیتی در جهت بهبود اوضاع انجام داده اید.بنده خدا بخشنده مدیر محترم سایت در حد توان و فرصت خود این سایت را ساپرت می کند تا انجایی که من سراغ دارم ایشان هم یک کارمند هستند ،سایت هم هزینه دارد و هم وقت گیر می باشد ،تو را خدا ایشان را هم نامید نکنید که عطایش را به لقایش ………..

  5. سوال گفت:

    خللی معذرت میخام ولی تا جایی که بنده میدونم روابط زناشویی از مستحبات دینی هست و زن باید تمکین داشته باشد. تمکین زن واجب است. این چه ربطی به چیزهایی دارد که نوشته اید. شما که نباید از خودتان حرف در بیاورید. حالا خانم ها دوست داشتن را بهانه می کنند برای طلاق گرفتن و مهریه گرفتن.
    به قول همشهری نوشته هایتان سر و ته ندارد آدرس وبلاگتان هم باز نمی شود.خوبه واالله هرکسی برای خودش صاحب نظز شده.همین کارهها را می کنید که آمار طلاق زیاد شده
    من از شما می پرسم نسل ما خوشبخت تر است یا نسل گذشته؟ معلومه اونها . چون به قانون خدا زندگی می کردند ن ه توقعات نایجا

  6. سوال گفت:

    آیا برای پاسداشت شهدا با ید به یـــــــــــــــــک عکس کفایت کرد؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.