شناسایی تصاویر قدیمی(۷)

“محمد علی بخشنده “”با دیدن این تصاویر قدیمی آدم هم خوشحال می شه ولذت می بره و هم غمگین و ناراحت ،خوشحال از این بابت که یادی از گذشته ها و صفا و صمیمیت بی چون و چرایی که از نگاه های معصومانه این مخلصان دوست داشتنی می شد دید ،باز هم می شه دید و لحظه ای شاد و خوشحال بود ،اما غمگین و ناراحت به خاطر لحظات خوش وفراموش نشدنی که در کنار این عزیزان سپری کرده و قدر آن را ندانسته ایم تا آه و  حسرت آن روزها …………….

 

تصویر فوق مربوط به پاییز سال ۱۳۴۳ می باشد.

بازدید: ۷۳۵

مطالب مرتبط

۴۵ دیدگاه‌

  1. محمد گفت:

    از چپ به راست مرحوم علیجان احقاقی ،مرحوم حاج نجف حدادیان

  2. وزوانی دور از دیار گفت:

    از راست به چپ مرحوم حاجی شکراله حدادیان،…………،مرحوم حاج نجف حدادیان و مرحوم علیجان احقاقی

  3. وزوانی اصیل گفت:

    از چپ به راست مرحوم علیجان احقاقی،مرحوم حاج نجف حدادیان،حاج سید جلال حسینی نژاد و مرحوم حاج شکراله حدادیان.

  4. امیر گفت:

    خداوند روح آقایان مرحوم در این عکس را قرین رحمت الهی کند
    آقایان خوشنامی که همیشه یادشان گرامی است

  5. احمدیوسف زاد گفت:

    سلام ازچپ به راست مرحوم مشهدی علیجان احقاقی مرحوم حاج نجف حدادیان آقای حاج سیدجلال حسینی نژادومرحوم حاج شکرالله حدادیان

  6. حسين وزواني گفت:

    با دیدن تصاویر فوق و آقایان خوش نام خصوصا مرحوم حاج نجف حدادیان صادق به یاد خاطره جالب مرحوم حاج عزت فردی در کنار مرحوم حاج احمد نجما و تعدادی از آموزگاران با صفا (میرزبریم آرو پوز د کا ننی)

  7. محمد رضا گفت:

    آقای بخشنده عزیزخداوند رحمت کند پدر و مادر زحمتکشتان با این فکر زیبایتان

  8. اصل وزواني گفت:

    ضمن عرض سلام و خسته نباشید خدمت مدیر خوش ذوق سایت از دیدن عکسها لذت زیادی برده و یادزمانهای خیلی قدیم افتادم البته که شما همیشه مارا از ذوق وسلیقه تان حیرت زده می کنید

  9. سيد فرهاد حسيني نزاد گفت:

    با سلام جناب اقای بخشنده با دیدن عکس پدرم و دوستان عزیزشان بسیار خوشحال شده و باز هم سلیقه تان را که بسیار اصیل و دوست داشتنی است تحسین کردیم ارزوی موفقیت شمارا دارم

  10. امیرهادی تاج بخش گفت:

    خاطره‌ای از گذشته

    بیست‌واندی سال پیش، برای چندمین بار، به دیدار و دست‌بوس بزرگ‌مردی رفتم که بسیار به او ارادت داشتم.
    نمی‌گویم “کرامات”، اما او روشن‌بینی ژرفی داشت.
    در آن شامگاه، در اتاق کوچکی که من، او و خدا بودیم، دریافتم که بسیار بی‌قرار است. از آن رادمرد دلیل را پرسیدم. پاسخ گفت: – آقای تاج‌بخش! من شما را بسیار دوست دارم. موضوعی هست که نمی‌دانم باید به شما بگویم یانه؟!
    اصرارهای من بر تردید او چیره شد و در آن اتاق محقر نیمه‌روشن، پیش‌بینی دو رویداد را در زندگی من کرد. اعتراف می‌کنم که در آن زمان به گفته‌های آن پیر روشن‌ضمیر، اعتنای چندانی نکردم، چون تحقق آن دو اتفاق در آینده زندگی حقیر، دست‌کم در آن زمان، “غیرممکن” می‌نمود.
    اما سال‌ها بعد که هر دو پیش‌بینی وی عیناً تحقق پیدا کرد، دریافتم که او بسیار ژرف‌اندیش‌تر از آن بوده است که می‌اندیشیدم.
    آن پیر روشن‌ضمیر کسی نبود جز زنده‌یاد حاج نجف حدادیان.
    روانش تا همیشه شاد و در آسایش باد!

    • ناشناس گفت:

      درود بر استاد تاجبخش عزیز
      ممنون از خاطره زیبایتان. و بابت تشکر این بیت تقدیم به شما
      ای برادر تو همه اندیشه ای
      ما بقیت استخوان ریشه ای

    • امیرهادی تاج بخش گفت:

      با سپاس از اعتنای آن یار ناشناس به نوشته این کمترین و با تأکید بر این که خود را به هیچ‌وجه در اندازه وصفی که به کار برده‌اید، نمی‌دانم، از جناب دوست سربلندی و تندرستی‌تان را خواستارم.

  11. امیررضا گفت:

    با سلام. و سلامی خاص و صمیمی خدمت مدیر خوش ذوق این سایت دلنشین، روحشان شاد و یادشان گرامی این عزیزان اسیر خاک مخصوصا پدربزرگ نازنینم ( بابا حاجی )که چقدر مامان گلم و خاله مهربونم و نوه کوچولومون به اون خدابیامرز شبیه هستند .

  12. ناصر رادنژاد گفت:

    به نام حضرت دوست
    با قلبی سرشار از مهر در برابر کسانی که که در اندوه بارترین لحظات زندگیم ؛ در فقدان جان و جهانم ؛ پدرم ، مرا و ما را به مهر و بزرگی خویش نواختند ، سر فرود می آورم و از سرچشمه عشق ، که گفته اند فلسفه آفرینش بود ، صمیمانه می خواهم که هرگز امکان جبران این بزرگی ها را برایم فراهم نکند !
    از سروران و دوستان هم قطارم ، چه در کسوت فاخر سردفتری ، چه در جامه فخیم وکالت و چه آنان که تنها مزین به لباس آدمیت هستند ، که با پیام های مهرآمیزشان ، ارسال تاج گل ، از طریق تلفن و …به ویژه مهرورزانی که با قدوم خود ، موجبات دل تسلایی حقیر را فراهم کردند ، بی اندازه سپاس گزارم و امید آن دارم که در مناسبت های شادمانه شان ، گامی پرتوان بردارم ! چنین باد !
    ناصر رادنژاد

  13. سعید گفت:

    مرحوم مشهدی علیجان احقاقی را اگر در کنار مسعود قرار دهی کپی برابر اصل می باشد.خداوند رحمتش کنه آدم خوش برخوردی بود.عمو نجف و شکراله هم جای خود را داشتند خداوند رحمتشان کند

  14. نادر توانا گفت:

    یادت بخیر گاه گاه گوه زدن ها و صدای نفس هایی که برای لقمه ای حلال صدایش در گوشم زمزمه می کند یا صدای گرفته اما آشنا به قرآنش
    راستی اکنون قرانش کجاست؟
    یادش بخیر…………………

  15. دوستدار تاریخ گفت:

    چقدر از دیدن این عکس های قدیمی آدم لذت می بره؛بله دقیقا همینه زیبایی های زندگی به خاطرات گذشته می باشد.

  16. صدای آشنا گفت:

    مرحوم حاج نجف با یک تیر دو نشون زده هم در حال تسبیح چرخانیدنه و هم ابراز ارادت کرده.واقعا که آدم باحالی بود و جملات نابی به کار می برد.

  17. وزواني از تهران گفت:

    سلام با تشکر از ابتکار قشنگتون لطفا تاریخ عکس ها را ذکر نمایید.

  18. امیررضا گفت:

    با سلام فکر میکنم منظور از گوه زدن همان سوهان کشیدن روی چوب بود درست میگم ناد توانا

  19. محمد رضا گفت:

    وزوانی مقیم تهران سلام **ضمن تشکر فراوان از جنابعالی تاریخ عکسها مربوبط به پائیز سال ۱۳۴۳ میباشد که در آن زمان مرحوم نوروز شکوهمند (کم ریش )نیز بانامبردگان دوست بوده و با هم به زیارت امام رضا (ع )رفته بودند یادشان به خیر

  20. سیذ از دیاری دور گفت:

    مردانی مرد و مردم دار

    که امروزه متاسفانه ذر جامعه کمتر دیده میشوند
    از راست مرحوم حاج حسنعلی جمشیدیان/اقای حاج سید جلال حسینی نژاد/مرحوم حاج علیجان احقاقی/ مرحوم حاج نجف حدادیان

  21. سید جعفر گفت:

    سلام اقای بخشنده
    از کار بسیار قشنگتان که به نوعی کارفرهنگی حساب میشه خیلی متشکرم واما تصاویز دوستان ابوی عزیز مان از راست مرحوم حاج حسنعلی جمشیذیان
    ابوی حاج سید جلال حسینی نزاد
    مرحوم حاج علیجان احقاقی
    مرحوم حاج نجف حدادیان (ابوی میرزا ابراهیم)

    • محمد گفت:

      سلام سید خدا
      از راست به چپ مرحوم شکراله حدادیان،حاج سید جلال حسینی نژاد،مرحوم حاج نجف حدادیان و مرحوم مشهدی علیجان احقاقی ،فکر کنم این اسامی درستره ،میگی نه برو از پدرت بپرس!

  22. وزواني از ديار خيلي دور گفت:

    من و خانواده ام از دیدن این عکسها واقعا لذت بردیم و پدرم خاطرات زیادی را از مرحومین خصوصا حاج عزت فردی حاج حسنعلی مغفرت حاج نجف حداد حاج ماشاله حدادیان مرحوم مشهدی علیحان احقاقی برایمان تعریف کرد لطفا ازفرزندان محترمشان بخواهیدصحبتهای دلنشین و تاریخیشان را برایمان بنویسند وما بیشترلذت ببریم و درس یادبگیرم
    ————————————-
    از مرحوم حاج عزت فردی سوال کردم که اکبر(فرزندش)کجاست
    با همان لحن زیبا و دوست داشتنی گفت ،هیچی محمد،بچم رفته ژاپن داره سیب زمینی می کاره،آخه بگو بچه خوب این همه زمین در رباط آغاکمال داریم ،آنها را ول کرده ای و رفتی ژاپن!!!!!!

  23. سید جعفر گفت:

    جناب اقای بخشنده سلام . کارتان در خصوص تصاویر قدیمی بسیار با ارزش است . در صورت امکان با مسئو لین هیأتها این کار ارزشی را ادامه داده بنیانگذاران و موسسین را معرفی کنید .

  24. رضا ازوزوان گفت:

    علی جان سلام مرحوم حاج نجف حدایان کارگاه کوچک نجاری جنب مسجد جامع وزوان داشت برای محکم کاری کارنجاری سنتی. چوبهای کوچکی را بروی چوبهای بزرگ با چکش مخصوص خودش میکوبید و چوبهای بزرگ راتبدیل به چوبهای کوچک میکرد و اوقات بیکاری را درمحل کار خود قران مطاله میکرد که میگفتند گوه زدن امیدوارم که منظورم رامتوجه شده باشی

    • جبار گفت:

      گو وه زدن یعنی محکم کردن دار قالی ،بیل و امثالهم به این شکل که با افزودن تراشه های چوب بر روی هم و سپس با چکش زدن و………………

  25. نوه مشهدي سبزعلي گفت:

    بادیدین این تصاویر و مطالعه پیامها خاطره ای ازمرحوم پدربزرگ عزیم مشهدی سبزعلی خانعلی که بعد ازیک هفته کار وتلاش کشاورزی دررباط آغا کمال با دوستش پیاده از رباط به وزوان آمده بودند و بعد ازخداحافظی گفته من که حالا خیلی خسته ام تازه باید در خانه پیش زن و بچه ام بخندم ( خیلی زور نیست)

    • علی گفت:

      با سلام به نوه مشهدی سبز علی
      تا آنجا که بنده به یاد دارم مرحوم همیشه خندان بود و این خاطره هم برگرفته از خلق و خوی خندان آن مرحوم بوده.

  26. حسین فردی گفت:

    بعد از انقلاب عده ای میگن شورای کشاورزی باید عوض بشه ،شهردار شورا را می خواد که برن شهرداری مرحوم حاجی عبدالرحمان به حاجی عزت فردی می گه شهردار با ما چکار داره ،حاجی عزت می گه شاید اشونگی جر دم مون آر ننده.

  27. محمد به نقل از حسین می گه گفت:

    مرحوم حاجی عزت فردی پیش خانم سیگار نمی کشیده ،یه روز تو اتاق به محض اینکه سیگارشو روشن می کنه خانم دم در حیاط صدا می زنه حاجی بیا کارت دارم،حاجی از ترس خانم سیگارشو تو جا سیگاری روشن میزاره و میره دم در،حسین که اونجا بوده سیگاره را ور می داره و دنبال با باش می دوه و می گه بابا سیگارتو جا گذاشتی،حاجی بر می گرده به خانم می گه که من می خوام احترام شما را نگه دارم ولی مگه بچه ها میزارند.

  28. وزواني دور از وزوان گفت:

    با دیدین تصاویر و مطالب جالب و تشکر ویژه از مدیر خوش ذوق بیاد مراسم شهیدعباسعلی جمالیان که بعد از انقلاب بدست منافقین کور دل بشهادت رسید در آن زمان شخصی مقاله جالبی را راجع به منافقین خواند که بسیارجالب بود با خود فکر کردم که این شخص کیست که پدرم گفت آقای عباسعلی حدادیان فرزند ماشاله نوه عظیم که عظیم فردی خیر و درساخت مسحد حهانگیروزوان و سید صالح خاتون بسیار تلاش کرد اکنون از آقای عباسعلی حدادیان خواهش میکنیم مقاله ای درخصوص جدش مرحوم عظیم حدادیان برایمان تهیه و در این سایت قراردهند

  29. نوه مشهدي سبزعلي گفت:

    علی جان سلام دقیقا

  30. محمد گفت:

    شبی از شبها در مسجد امام بین محمد ولی و خوش باطن از یک طرف و مرحوم محمد حسین خانعلی بحثی به وجود می آید که مرحوم اعلام می کنه اجازه دهید حاجی عزت فردی نمازش تموم بشه تا بین ما قضاوت کنه ،بعد از مطرح کردن موضوع حاجی عزت حق را به ولی و خوش باطن می دهد،مرحوم خانعلی بر می گرده به حاجی می گه من تو قاضی سازشکار را نمی خواهم ،حاجی جواب می ده تو آمدی پیش من محکمه؟

  31. سمیر گفت:

    دوستان لایک بدید.

  32. عماد حدادیان گفت:

    با سلام
    حاج نجفعلی حدادیان،حاج شکراله حدادیان،حاج ماشااله حدادیان و حاج حسین حدادیان(که تمامی برادران به دیار باقی شتافتند)این چهار برادر از نوادگان مرحوم عظیم حدادیان هستند.
    عظیم حدادیان از بزرگ مردان زمان خود بوده که به نقلی در کارهای خیر دست داشته است نام پدر ایشان جهانگیر بوده است. به نقلی دیگر چون مردی متدین بوده زمین ساخت مسجد جهانگیر را ایشان داده و نام مسجد را جهانگیر نامیده اند. و یکی از مقنی های قنات تاریخی وزوان بوده است.که مرحوم عظیم در قنات وزوان براثر برخورد سنگی به سر ایشان همان جا جان به جان آفرین تسلیم می کند.وبه نقلی دیگر جنازه ایشان در کربلا به خاک سپرده شده است.
    خداوند همه ی اسیران خاک را مورد رحمت قرار دهد.
    -_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_
    عماد سلام
    با توجه به اینکه عظیم از پایه گذاران مسجد جهانگیر(بعدا وحدت و اکنون جامع) و از دست اندر کاران قنات تاریخی و بزرگ وزوان بوده اند،خواهشمند است در خصوص ایشان تحقیق کاملتری به عمل آید و در صورتی که اسناد و مدارکی در این باره وجود دارد به همراه تحقیق کامل شده جهت انعکاس در سایت ارسال نمایید.
    از لطف و اطلاع رسانی شما تشکر و قدر دانی می گردد

  33. .... گفت:

    از خاطرات مرحوم حاج نجف این بود که وقتی میرفتی مغازه اش میگف نسیه به دعوا ارسه
    یا وقتی بیهود وایمیستادی میگف دردسر بی چربی نده

  34. سالار گفت:

    دنیا و انسانها با خاطرات زنده اند.

  35. ناشناس گفت:

    حسین خوش احوال

  36. مریم خانعلی گفت:

    حسین خوش احوال

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.