سیدرضا حسینی‌پور: از ناملایمات و نامهربانی ها می گوید

سیدرضا حسینی‌پور: در سال‌های اخیر، از نوشتن دلسوزانه برای شهر و منطقه‌ام، جز توهین و تحقیر و تخطئه، بهره‌یی نبرده‌ام.

Image result for عکس فرار از روستا به شهر

این روزها برای نوشتن در وژگون‌نوشت، آن‌قدرها که باید و شاید دل و دِماغ ندارم.
نه که تنها فیلتر شدن تلگرام و مشکلات دسترسی به فضای کانال، که دیدن حماقت‌ها و خیانتهای ساری و جاری در فضای منطقه، بیش از پیش مرا ترغیب می‌کند که کمتر بنویسم و بیشتر به اوضاع زندگی و خانواده‌ام فکر کنم.

▫نوشتن برای منطقه‌یی که در سال‌های اخیر، مسئولان آن که متولیان اصلی حفظ و توسعه‌‌ی همه جانبه‌اش هستند، جز در راه نابودی شهرها و روستاها و فراری دادن ساکنان آن گام ننهاده‌اند، چندان معقول نیست و جز استهلاک فکری، هیچ آورده‌یی ندارد.

Image result for عکس فرار از روستا به شهر

▫تلاش عده‌یی انگشت شمار از دو سو، برای جداکردن مردم منطقه با دست درازی به داشته‌های مختلف فرهنگی، تاریخی و مذهبی‌شان و حتی در یک سال اخیر با توهین به حرمت و جایگاه نماز جمعه‌یی که به عنوان تنها پایگاه اتحاد و همدلی مردم منطقه، همیشه مانعی بوده‌ست در مقابل ظهور و بروز غرض‌ورزان و مخالفان یکدلی مردم منطقه، بیش از پیش وخامت اوضاع منطقه‌ی ما را نشان می‌دهد.

▫در سال‌های اخیر، از نوشتن دلسوزانه برای شهر و منطقه‌ام، جز توهین و تحقیر و تخطئه، بهره‌یی نبرده‌ام.
از توهین‌های برخی فعالان رسانه‌یی شهر مجاور گرفته که اندیشه و قلم و کلام خود را فصل الخطاب می‌شمرند، تا برخی از همشهریان و حتی دوستان نزدیک که از هر انتقادی احساس درد می‌کنند و آشکارا و پنهان، با دست و زبان ما را مورد لطف قرار می‌دهند.

▫خوشحالم که دست کم در این یکی دو سال، در مسیر نوشتن تنها نبودم و به صورت مستقیم دست خود را در دستان هفت نفر از صمیمی‌ترین دوستانم حس کرده‌ام که با دل و جان، همراه و همقدمم بودند در شادی و غم نوشتن.
دوستانی که با دانش و بینش عمیق‌ خود، سنجیده‌تر و عاقلانه‌تر نوشتن را به من آموختند.

▫دیشب، ساعتی را، با یکی از دوستان صمیمی‌ام از شهر میمه که در یک سال اخیر بسیار از او آموخته‌ام، پیرامون اوضاع وخیم منطقه گفت‌وگو داشتیم.
از دوستی و همدلی مردم دو شهر همجوار و نیازها و حقوق متقابلشان، تا خیانت‌های معدود افرادی که گویا مأمور به نابودی منطقه‌اند و خط فکری و عقایدشان نیز برای همه روشن است.

▫از فرهنگ و خلق و خوی خاص مردمان این گوشه از کویر که آنها را حتی در شهرهای بزرگ، از دیگران متمایز می‌کند.
از نوابغی که برای تحصیل، حتی در مقاطع ابتدایی و راهنمایی، ناچار به فرار از شهر و دیار و دوری از خانواده‌‌ی خود می‌شوند.
و از مردمانی که سال‌هاست چوب حماقت و خیانت برخی مسئولان خود را می‌خورند.

▫گفت‌و‌گویی صمیمانه و دور از هرگونه جانبداری، که همواره تنها و تنها در میان مردم دو شهر رواج داشته است و محافل سیاسی و اداری دو شهر، که نیاز بیشتری به آن دارد، همیشه از فقدان آن آسیب دیده است.
کاش مسئولانی که برای توسعه و پیش‌برد شهر و منطقه‌ی خود، حقوق می‌گیرند، با اندیشیدن به وظایف خود، بیش از ساکنان عادی شهرها و روستاهای بخش، برای این سرزمین همیشه محروم، دل بسوزانند و برای برون رفت منطقه از این اوضاع و احوال، تکانی به فکر و اندیشه‌ی خود بدهند.
سیدرضا حسینی‌پور

📋کانال وژگون‌نوشت
◽ @Vazhgoon_Nevesht

بازدید: ۸۱

مطالب مرتبط

۱ دیدگاه

  1. محمد علی گفت:

    آنهایی که قلم را فقط وسیله نوشتن می پندارند و حرمتی برای آن قائل نیستند ازصحنه روزگار حذف می شوند مهم هم نیست که این گروه سواد نوشتن را نداشته باشند و یا اینکه خود را علامه دهر دانسته و با کلمات به اصطلاح ادبی . …..دلی و یا دلهایی را آزرده خاطر و مکدر نمایند.گاه نوشته ای و یا مقاله ای آنقدر سخیف و بی ادبانه در لوای ادبی نگاشته می شود که ممکن است افراد زیادی را آزرده خاطر،پریشان و مضطرب نماید که ساعتها و یا حتی روزهابر زندگی آنها تاثیر منفی بگذارد و این همان چیزی است که شاعر می گوید که:
    می بخور منبر بسوزان مردم آزاری مکن
    و اما افرادی که سواد نوشتن ندارند با هرزه گویی و…….سعی می کنند عقده های درونی خود را در معرض دید قرار دهند که به نظر بنده تحمل این چنین الفاظی خیلی راحت تر از نیش قلم افراد به اصطلاح با سواد و مدعی می باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.