سپیده دم و مادر

باز هم سپیده دم از راه می رسد

مادرم را به یاد می آورم با حسنجن به دست

خورشید هنوز کامل طلوع  نکرده

نیش آفتاب کوی و برزن را حال و هوای دیگری می دهد

مادرم را به یاد می آورم با حسنجن به دست

دست دیگرش آفتابه پر از آب

جارو می کند با حسنجن و آب می پاشد با آفتابه

آنطرف تر خاله نجما به سرعت آب و جارو می کند

اول آب می پاشد و بعد از آن جارو

گاهی نسیم گاهگل مشام را می نوازد

آب و جارو حسنجن را طراوتی دیگر

خاله گلی از راه می رسد و

تکه پیازی درخواست می کند

خاله نجما در جواب می گوید

گل گلی آفتاب هنوز طلوع نکرده

گرد و خاک کوی و برزن را در می نوردد

نشان از شادابی یک روز پر طراوت

آن روزها چه زیبا بود وچه بی ریا

سپیده دم بود و مادر و خاله نجما وخاله گلی

زندگی بود در خانه های گلی

مادرم کجایی تا سپیده دم تو را تماشا کنم

آب و جارویت را با حسنجن و آفتابه تماشا کنم

محمد علی بخشنده

هفتم مرداد ماه نود و شش

دوراهی قلهک تهران

بیست و سه وبیست دقیقه نیمه شب

۳ امتیاز بدید!

بازدیدها: ۱۹۴

مطالب مرتبط

۴ دیدگاه‌

  1. جواد گفت:

    احسنت مادران مایه افتخار مایند و دوریشان غیر قابل تحمل اگر دارفانی را وداع گویند مصیبت است و مصیبت .روح تمام مادران شاد شاد باد

  2. نیما گفت:

    سلام
    این خاله نجما و خاله گلی کی هستند؟

    • علی گفت:

      مرحومه خاله نجما همسر مرحوم حسین گله بان(حسین جانجان-صمدیفر فعلی) و مرحومه خاله گلی همسر مرحوم سبزعلی خانعلی بودند.روح همه آنها شاد و فاتحه (ص)

  3. سیمین درختی گفت:

    روح تمام مادران رفته شاد ودل مادران مانده پر نجوا باد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.